First time here? Questions? Talk to members and volunteers right now! The Hospitality Club
...bringing people together!
Estonian  English  German  Spanish  French
Finnish  Italian  Lithuanian  Dutch  Polish
Brazilian  Portugese  Russian  Turkish  Ukrainian 
Sign up!
??Login


 Search? 
Google
Web hospitalityclub.org

 Quickgo
Forum > Meeting Place > dakhmeh yazd(دخمه يزد)
#0 dakhmeh yazd(دخمه يزد) Wed 29 Nov 06 17:25:50
masoud
Yazd
Iran
تاريخچه دخمه :

 واژه دخمه در فرهنگستانهاي مختلف معاني متعددي همچون گورخانه گبران ، سردابه ي
مردگان ، خانه زير زمين براي مردگان ، گور و گورستان زرتشتيان دارد .

 زرتشتيان بيشترين گروه اقليت را در يزد شامل مي شوند و به گفته سهراب فيروزفرد –
مسئول انجمن زرتشتيان يزد- تعداد زرتشتيان مقيم يزد درحال حاضر 6750 نفر مي باشد .

 تقريبا" تا 60 سال پيش زرتشتيان ايران در شهرهاي كرمان ، يزد ، تهران و ساير
شهرهاي زرتشتي نشين براي دفن اجساد درگذشتگان خود از دخمه يا برج خاموشان استفاده
مي كردند كه بعضي از اين دخمه ها قديمي ، كهنه و بعضي جديد تر بودند .

 بعد از اينكه مانكجي ليمجي هاتريا در حدود 140 سال قبل از طرف پارسيان بمبئي براي
بهبود وضع اجتماعي و ديني زرتشتيان به ايران آمد بعضي از دخمه ها تعمير و نوسازي و
دخمه هاي جديدتري هم ساخته شدند كه مدتي مورد استفاده بودند .

 بعدها در تهران از اواسط دهه 1310 ، در كرمان از دهه 1320 و در يزد از دهه 1340 به
بعد دخمه تبديل به آرامگاه گرديد و به كلي فراموش شد يعني در يزد زرتشتيان تا حدود
40 سال پيش تاکنون در قسمت پايين دخمه هاي دوگانه صفائيه ، مردگان خود را دفن مي
نمايند . گفتني است اين مزار ، به آرامگاه موقوفه زرتشتيان معروف مي باشد که مساحت
تقريبي 62هزار متر مربع را در بر دارد.

 بررسيهاي اساتيد ، محققين و مورخين مربوطه تمام مؤيد آنست كه عرضه اجساد در
گذشتگان به پرندگان در دخمه از گذشته ي دور ، شايد از دوره ي مادها در سرزمين ايران
رايج شده و تمام هدف عدم تماس جسد در گذشته با خاك و آتش بوده است . 

 مسلما" هر روش تدفيني مزايا ومضراتي دارد ، بنا به عقيده ي آن دسته از زرتشتيان كه
به گذاردن جسد در دخمه اعتقاد دارند ، اين كار مزاياي بسيار دارد كه تدفين و
خاكسپاري ندارد . 

 اولاً، فرقي بين دارا ونادار وشاه وگدا نيست . 

 ثانياً، جسد بي جان مردگان به جاي اينكه در زير خاك پوسيده و طعمه ي كرمها ، موشها
وانگلها شود ، در مقابل آفتاب خشك شده و توسط پرندگان و لاشخورها خورده مي شوند .

 ثالثاً، حتي ديده شده كه بسياري از مردگاني را كه در قديم در دخمه مي گذارده اند ،
روز هاي بعد زنده شده و به ميان جماعت بازگردانيده مي شدند . شايد به آن دليل كه
فرد در اثر ايست قلبي يا كاهش سطح هشياري كاملا" از دست رفته تلقي مي شده و حال
آنكه با تحريك لاشخوران و پرندگان به مانند يك شوك ، هشياري خود را باز يافته است
.


 

محل و معماري دخمه ها : 

 زرتشتيان در گذشته ، دور از آبادي ، شهر و مكان مسكوني انسان ها بر روي كوههاي نه
چندان مرتفع فضايي را جسته و با رعايت آداب و رسوم مخصوص ديني شالوده ي آن را ريخته
و حصاري به دور آن بالا مي بردند . 

 اين حصار ، ديوار مدور ضخيمي به شكل برج است كه از مصالحي نسبتا" محكم و با دوام
ساخته مي شدند و پلكاني زمين هموار را به درب دخمه ها متصل مي كردند . 

 سطح داخلي دخمه به صورت پهنه ي گردي است كه تمام آن با تخته سنگهاي بزرگ مفروش شده
و به طور كلي به چهار قسمت تقسيم بندي مي شود . 

 1-نوار دايره ي انتهايي متصل به ديوار پيرامون دخمه كه مخصوص مردهاست 

 2-نوار دايره ي مياني بعد از قسمت مردها كه مخصوص زنهاست 

 3-نوار دايره ي داخلي بعد از زنها كه مخصوص كودكان است 

 4-نهايتا" در مركز دايره چاه استودان يعني استخوان دان است كه كه سنگ متحركي به
نام ارويس در ته آن چاه وجود دارد . استودان يا وهنده عبارت است از چاهي در ميان
دخمه كه به سنگ مفروش است و وقتي اجساد به وسيله ي مرغان لاشه خور از گوشت و پوست
تهي شده و تحت تاثير آفتاب كاملا" خشك مي شدند ، استخوانها را در آن چاه مي ريختند
تا تبديل به خاك شوند و اينجا بود كه توانگر و درويش به گاه مرگ در ته اين چاه
يكسان مي شدند . 

 هر يك از اين سه نوار به جايگاههايي به نام پاوي تقسيم شده كه ديواركهايي از پهنا
اين پاوي ها را از هم جدا نموده ، يعني جويهاي كوچكي در ميان آنها ميكندند كه
مايعات از اين راه به چاه استودان يا وهنده مي ريختند . 

 در اطراف دخمه ها از كنار ديوار چهار چاه مي كندند كه از يك طرف به چاه مركزي و از
طرف ديگر به خارج دخمه راه داشتند تا مايعات را از دخمه خارج سازند . در دم هر چاه
ذغال وشن مي ريختند تا آب ها تصفيه شده و به بيرون برود تا خاك را آلوده نسازد .
ژرفاي اين چاهها 5 الي 7 متر بود كه در ته آنها نيز شن مي ريختند .

پس از مدتي و طي مراسمي خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفوني مي شد و بار ديگر
دخمه مذکور مورد استفاده قرار مي گرفت. در حقيقت محوطه داخلي دخمه ها مانند
گورستاني بود که چندين بار از آن استفاده مي شد.

  دخمه ها را كلا" يكسان مي ساختند ، در و ديوار و سطح دخمه مشخصات و اندازه هاي
معيني نداشتند بلكه بر حسب نياز و جمعيت شهرها و روستاهاي زرتشتي نشين بنا مي شدند
. 

اصول ساختن دخمه ها :

 دخمه ها را از خشت خام و گچ بنا مي كردند تا مواد آلوده به زمين نرسد . در ساختن
دخمه اصولي همچون كوبيدن 4 ميخ بزرگ ، 36 ميخ متوسط و 260 ميخ كوچك بر زمين رعايت
مي شد . صد نخ پنبه را يك ريسمان مي كردند و سه بار آن ريسمان را دور تا دور دخمه
به گرد اين ميخها مي پيچاندند و اول سروش باج تا ويدوا مروتي مي خواندند و هنگام
كوبيدن هر ميخ يك يتا اهو زمزمه مي كردند . سپس در ميان دخمه مي نشستند و 100 اشم
وهو و 200 يتا اهو مي خواندند و 300 سنگ كوچك به ميان دخمه مي انداختند ، سپس دخمه
را بر روي اين مكان بنا مي كردند . 

 دليل برگزاري چنين مراسمي قبل از بناي دخمه مشخص نيست .

معرفي دخمه هاي استان يزد :

دخمه هاي دوگانه صفائيه: 

- دخمه گلستان : 

در سمت راست جاده يعني در طرف معرب ، دخمه اي بزرگ به قطر 40/29 متر و قطر استودان
40/5 متر وجود دارد. و براي رسيدن به آن بايد جاده سنگي به عرض دو متر را پيمود .
مصالح تمامي دخمه از پله ها تا ديوارها از سنگ باربر است و بر روي ديوارهاي بيروني
كاهگل و گچ روي سنگ كشيده اند. اتاقكي آجري در كنار در ورودي اين دخمه به چشم مي
خورد، كه گويا اتاقك دخمه بان بوده يا براي ترتيب مراسم دخمه گذاري ، در ورودي دخمه
كه رو به سمت مشرق دارد، آهني است و اكنون با آجر جلوي آنرا پوشانده و مسدود نموده
اند. بالاي اين در ، كتيبه اي سنگي، تاريخي قرار داشته كه اكنون تنها جايش مانده
است. ( همانند سنگ نصب شده در دخمه مانكجي بود.) ناچار از سمت مغرب دخمه كه بخشي از
ديوارش تخريب شده و ريخته مي توان وارد دخمه گلستان شد. ارتفاع ديوارها از سطح تپه
شش متر است. در وسط آن استودان سنگي براي استخوان هاي اجساد قرار دارد. اين بنا
روباز ( بدون سقف ) بوده و كف آنرا از تخته سنگ ها براي قرار دادن جسد فرش نموده
اند. 

- دخمه مانكجي ليمجي هاتريا : 

 اين دخمه كه در سال 1225 يزد گردي مطابق با 1235 خورشيدي توسط مانكجي ليمجي هاتريا
ساخته و گشايش يافت. 

« در سمت مشرق و به طرف مهريز ،‌دخمه ديگري كه راه صعب العبوري دارد،‌ديده مي شود.


اين دخمه به دخمه مانكجي معروف است و از (دخمه ) گلستان قديمي تر است . در ابتدا
راه ورود به اين دخمه اتاقكي قرار دارد كه در برون و درون آن دو سنگ مرمرين حكاكي
شده است. ( اين كتيبه هاي سنگي در حال حاضر در محل نصب نمي باشند.) بر روي كتيبه
هاي سنگي عبارات زير نقر شده كه به اختصار چنين است: 

« هو الله تعالي شانه ، بخشش پاك يزدان … دخمه در رمضان سنه 1222 شروع به كار
شده ودر سنه 1225يزدجردي كار آن به پايان رسيده ، به همت مانكجي ابن ليمجي هوشنگ
هاتريا ،‌فارسي هندي » 

در اين سنگ نبشته به مسلمانان و زرتشتيان براساس روايات مستند خودشان سفارش شده كه
به ميت دست نزنند.

در داخل اين اتاقك ،‌سنگ مرمرين ديگري قرار دارد كه بنا بر گفته آقاي خداداد خنجري
و شواهد روشن ، از دخمه گلستان به اينجا آورده شد. خود متن نيز گوياست: اين دخمه كه
قديمي تربوده از لحاظ ساختماني و استحكام بهتر از دخمه گلستان است، داراي دري سنگي
با چفت و بست آهني است . در پايين تر سوراخهايي تعبيه شده كه زرتشتيان شمع و چراغ
روشن مي كنند . 

دخمه مانكجي نيز با سنگ ساخته شده كه فضاي داخلي دخمه به سه قسمت تقسيم شده و براي
قرار دادن جسد كف دخمه با تخته سنگ صاف و فرش شده است. قطر داخلي دخمه 40/28 و قطر
استودان 10 متر است. 

عناصر معماري وابسته به دخمه هاي دوگانه : 

خيله : 

درپايين دودخمه كوه صفائيه يزد ، مجموعه ساختمانهايي ساخته شده كه زرتشتيان به آن
خيله مي گويند . اين مجموعه كه شامل دوازده بناست ، يكي آجري و بقيه سنگي و خشتي و
آجري با هم است.

هر واحد از اين خيله ها در گذشته متعلق به طايفه اي از زرتشتيان ساكن يزد بوده است
كه قديمي ترين آثار باقي مانده اين خيله ها در ضلع غربي دخمه واقع شده و قدمت آن به
عصر صفويه باز مي‌گردد . قدمت بقيه خيله ها مربوط به دوران قاجار است . 

 آب انبار : 

در سر راه ورودي به خيله ها ، نخست به آب انباري با دو بادگير مشبك آجري كه بر سطح
زمين قرار دارد بر مي خوريم ؛ بادگيري منحصر به فرد در ميان بادگير هاي آب انبار
يزد . اين بنا از بهترين كارهاي آجر كاري و كاربندي آجري است و تمامي با ظرافت و
دقت و سليقه خاصي ساخته شده است . و براي استفاده اتراق كنندگان در خيله ها قرار
دارد.

- دخمه كاوسي : 

در گزارش «دخمه هاي زرتشتيان يزد » در خصوص اين دخمه اشاره شده است : «به فاصله
4 الي 5 كيلومتري اين دخمه ها ما بين دخمه چم تفت و اين دخمه هاي كوه صفائيه يك
دخمه بسيار قديمي ديگري است كه آقاي فرخاني (دستيار موبد آتشكده ورهرام يزد ) اظهار
داشت كه يك باستان شناس هندي از آن بازديد كرده و بين 1000 الي 1500 سال دارد و سنگ
تاريخي بر آن نصب است ( در حال حاضر اين كتيبه سنگي موجود نمي باشد.)

دخمه كاوسي كه بر بلنداي كوه سنگي واقع شده مسير صعب العبوري براي رسيدن و بازديد
از آن دارد. و به شدت تخريب شده است. اين دخمه كه تماما با لاشه سنگ و ملاط گل
ساخته شده به نظر ميرسد جزء يك مجموعه است . كه ساير بناها بر اثر گذشت زمان و
عوامل طبيعي كاملا تخريب گشته اند. اما با وجود اين هنوز آثار اين بنا ديده مي
شوند. دخمه كاوسي بصورت مدور كه بخشي از آن بر لبه پرتگاه مي باشد برخلاف ساير دخمه
هاي استان بسيار كوچك و ورودي آن در سمت غرب است دخمه مذكور فاقد اصول پذيرفته شده
ساخت يك دخمه است. زيرا در ساير دخمه هايي كه فضاي داخلي آن به سه قسمت كه هر قسمت
اختصاص به اجساد مردان و زنان و كودكان داشت و جسد را بر روي سنگ هاي فرشي شده قرار
مي دادند. و ورودي آنها رو به سمت شرق است و داراي يك در ورودي فلزي مي باشد. در
ساخت دخمه كاوسي موارد ياد شده رعايت نگرديده است. 

چنانچه اشاره گرديد ورودي دخمه كاوسي فاقد در ، ورود به سمت مغرب است به نظر مي رسد
، نبود فضاي كافي در سمت شرق كه پرتگاه است باعث اين تغيير در ورودي گشته است. در
داخل دخمه مذكور پاوي هاي سنگ فرش ( محل قرار دادن اجساد ) وجود ندارد . عرض بين
لبه استودان و ديواره دخمه حدود 5/1 متر است با توجه برخي شواهد به نظر نمي رسد كه
حفره وسط دخمه (استودان ) خيلي عمق داشته باشد. و ديواره دخمه نيز بلند نبوده است.
داخل استودان مملو از استخوان هاي اجساد است. در خارج از دخمه ودر پيش از رسيدن به
اين محل ، آثار يك بنا و ديواره سنگ چين در طرف پرتگاه كوه كه تماما با سنگ لاشه
ساخته شده ، ديده مي شود. امتداد اين ديواره سنگ چين به سمت غرب است ، با توجه به
تخريب اين آثار ، هنوز فونداسيون آنها مشخص است . در سمت شمال دخمه آثار ديوار يا
يك بنا خشتي كه داراي خشتهايي به ابعاد حدودي 10 × 40 × 40 با ملاط گل ديده مي
شود كه اين ديواره نيز به سمت غرب امتداد مي يابد. 

بر سطح كوه و پايين تر از دخمه (غرب دخمه ) به نظر مي رسد بنا و ساختمانهاي وابسته
به دخمه داشته كه تبديل به آوار گشته و از بين رفته است . در پايين كوه آثار نيمه
ويران يك مكان مدور كه بنظر مي رسد كاربرد برج ( نگهبان / روشنائي ) داشته كه
متاسفانه قسمت فوقاني برج كاملا تخريب شده و كاربرد دقيق آن براي اينجانب محرز
نگرديد. و نيز در مجاورت همين بنا ، اتاقي كه متعلق به دوره متأخر است و به نظر مي
رسد كه اتاق اقامت و اتراق افراد دخمه گذار (نسا سالار ) مي باشد. كه بناي مذكور
نيز متاسفانه بخشهايي از آن تخريب گشته است. 

با توجه به خشتهاي استفاده شده در آثار ديوارهاي بناي خشتي باقيمانده و ديواره سنگ
چين و تخريب قسمت اعظم مجموعه دخمه كاوسي و شباهت معماري آن با معماري پيش از اسلام
( دوره ساساني ) حدس زده مي شود كه دخمه كاوسي متعلق به پيش از اسلام يا صدر اسلام
است. البته تأييد اين گمان نياز به مطالعه بيشتر و انجام چند گمانه آزمايشي و
مطالعه داده ها و آثار بدست آمده از كاوش خواهد بود. آنچه كه به نظر قطعي مي رسد
قديمي بودن اين دخمه نسبت به ساير دخمه هاي استان يزد است.

از ديگر دخمه هاي اين استان مي توان به دخمه چم )روستاي چم، شهرستان تفت)، دخمه
فيروزآباد (شهرستان يزد) و دخمه اردکان اشاره کرد.

مراسم ديني درگذشتگان :

در نزديكي دخمه حدود 150 تا200 متر ( كمي بيشتر يا كمتر ) ساختمان خشت وگلي محقري
در دو طبقه و داراي چند اتاق براي انجام مراسم ديني بعد از فوت اشخاص ساخته شده بود
. يكي از اتاقهاي اين ساختمان اختصاص به آتش سوز ها داشت و مخصوص آتش سوزي بود .

كار آتش سوزها كه معمولا" دو نفر بودند عبارت بود از اين كه از روزي كه جسد درگذشته
را به داخل دخمه مي بردند ، مرسوم بود شبها تا سه شب آتش سوزها در آن اتاق كه يك
پنجره مستقيما" رو به دخمه داشت از سر شب تا صبح آتش بسوزانند ، نور اين آتش مي
بايست از همان پنجره به تمام دخمه بتابد . 

روي ديوار دخمه سوراخ پنجره مانند كوچكي وجود داشت كه اين سوراخ پنجره و پنجره ي
اتاق آتش سوزي و شعله هاي آتش وسط اتاق مي بايست در يك امتداد باشند كه نور شعله
هاي آتش از سر شب تا صبح به دخمه و داخل آن بتابد . 

قطعا" اين رسم از آنجا سر چشمه مي گيرد كه چون به اعتقاد زرتشتيان روان شخص در
گذشته تا سه شبانه روز در اطراف و بالاي سر جسد مرده در پرواز است تا پس از شب سوم
به آسمانها پرواز كند ، اين مراسم برگزار مي شد تا سه شب اول بعد از مرگ از تاريكي
و تنهايي نترسد . 

قابل ذكر است كه در حدود 40 قدمي دخمه سنگي و يا لوحي وجود داشت كه مطالبي بر روي
اين لوح نوشته شده بود كه فقط سالارها ( مرده شويان ) ميتوانستند از اين سنگ عبور
كنند و هر كس جز سالارها از اين سنگ عبور ميكرد بنابر اعتقاد آنها مورد لعنت خدا
واقع ميشد . 

 

گرد آورنده : سید محمد مسعود سیدحسنی

Reply

Previous    New topic    Reply    Forum Overview    Next

  Show All    

Change language: Deutsch - Eesti - English - Español - Français - Italiano - Lietuviškai - Nederlands - Polski - Português - Português (bra) - Русский - Suomi - Türkçe - Українська

Sign up - Contact - Countries - Disclaimer

Copyright © 2000-2012 The Hospitality Club. All rights reserved.